تبلیغات
اس ام اس عاشقانه"فلسفی"تولد "سرکاری"عکس های دیدنی - مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 9 سپتامبر 18شهریور

 

دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی و بالعکس

ایران
فرهاد دوم وارثان اسكندر را از آسیا بیرون راند
در آخرین ماه تابستان 129 پیش از میلاد و طبق بعضی از تاریخها، نهم سپتامبر، فرهاد دوم شاه اشكانی در جنگی كه با سلوكیها در سوریه كرد، برای همیشه وارثان اسكندر مقدونی را از آسیا بیرون راند و شكست ایران از ارتش اسكندر تلافی شد. در این جنگ 17 هزار سلوكی كشته و 12 هزار و هفتصد تن اسیر شدند و این اسراء هرگز آزاد نشدند. علت پیروزی اسكندر مقدونی بر هخامنشیان این بود كه در نخستین جنگ ، شاه هخامنشی – داریوش سوم – عمدتا از سربازان مزدور خارجی استفاده كرده بود.
     درسی كه جهان از این جنگ گرفت این بود كه در جنگهای دفاعی، باید صرفا از سربازان داخلی استفاده شود كه بدانند شكست آنها برابر است با تصرف وطنشان توسط بیگانه و بنابراین، تا آخرین نفس پایداری خواهند كرد. از آن پس دولتها از سرباز مزدور تنها برای تعرض به سایر سرزمینها استفاده كردند تا دست این سربازان برای غارت باز باشد و به طمع غنیمت بهتر بجنگند.
شاه طهماسب صفوی در قندهار
شاه طهماسب

نهم سپتامبر سال 1539 شاه طهماسب صفوی وارد قندهار شد تا برادرش سام میرزا را كه از شش سال پیش از آن بر او یاغی شده بود تنبیه كند. سام میرزا در سال 1534 در قندهار بر دولت مركزی (به پایتختی قزوین) یاغی شده و منطقه بزرگی از ایران خاوری را از قلمرو برادر خارج ساخته بود و این، در حالی بود كه ازبكان به شمال این منطقه (شمال افغانستان امروز) دست اندازی می كردند. پیش از ورود شاه طهماسب به قندهار، سام میرزا فرار كرده بود و شاه طهماسب با نیروهایی كه با خود آورده بود به شمال راند و ازبكان را از آنجا بیرون راند.

ادامه رویدادهای ایران و جهان در ادامه مطلب

مجلس اطلاع یافت که انگلستان خواهان برکناری و تبعید رضا شاه است - ساخت و پاخت ها و رای اعتماد!
فروغی
فروغی نخست وزیر زمان اشغال نظامی ایران پس از چند دور مذاكره با نمایندگان انگلستان و شوروی كه نیروهایشان بدون برخورد با مقاومت جدی ـ به سبب مرخص شدن سربازان ایران ــ به پایتخت نزدیک می شدند؛ مجلس شورای ملی را به تشكیل یك جلسه فوق العاده در 18 شهریور 1320 دعوت كرد و در این جلسه، خود و وزیر خارجه اش گزارشی از مذاكرات و مكاتبات و نیز آخرین تحولات و خواست دولتین انگلستان و شوروی به نمایندگان دادند و روشن شد كه دولت انگلستان خواهان بركناری رضاشاه و تبعید او از كشور است. چون فروغی به این دو دولت وعده هایی داده بود؛ در پایان جلسه تقاضای رای اعتماد كرد كه مورد تایید قرار گرفت. فروغی سالها مورد غضب پهلوی یکم و خانه نشین بود که چند ساعت پس از تعرض نظامی لندن ـ مسکو به ایران و کناره گیری علی منصور، نخست وزیر شده بود!. پهلوی یکم از نیمه دهه 1310، دیگر به ساز انگلیسی ها نمی رقصید و متوجه آلمان شده بود.
قتل احمدشاه مسعود كه آرزو داشت پارسی زبانان متحد شوند
احمدشاه مسعود
نهم سپتامبر سال 2001 در سالروز استقلال جمهوری تاجیكستان و دو روز پیش از رویدادهای نیویورك و پنتاگون، انفجار بمبی كه در دوربین یك عكاس عرب جاسازی شده بود احمدشاه مسعود رهبر پارسی زبانان افغانستان را مجروح كرد كه چند روز بعد درگذشت. صاحب دوربین به همراه یك روزنامه نگار به منظور مصاحبه، با احمدشاه ملاقات كرده بود. اسناد موجود حكایت از دست داشتن بن لادن و القاعده در قتل مسعود می كند زیرا كه مسعود مخالف سرسخت طالبان بود و با آنان می جنگید و با ادامه مقاومت، مانع تصرف شمالشرقی افغانستان توسط آنان شده بود. احمدشاه همانند پدرش دوستمحمد خان مسعود یك ناسیونالیست تاجیك (پارس) بود كه آرزو داشت پارسی زبانان جهان را متحد كند، همین تلاشی كه فعلا رحمان رئیس جمهور تاجیكستان در سمت رئیس انجمن جهانی پارسی زبانان دارد انجام می دهد. پدر احمدشاه با جمعی از ناسیونالیستهای تاجیك برضد سلطه مسكو بر وطن تاجیكها (پارسیان آسیای میانه) قیام مسلحانه كرده بود كه شكست خورد و به افغانستان گریخت و در اینجا افسر پلیس شد و سالها ریاست پلیس هرات را برعهده داشت. احمدشاه كه در شهركی در دره پنجشیر به دنیا آمده بود از زمانی كه یك دانشجوی مهندسی دركابل بود دست به گروهبندی سیاسی زده بود. وی در دولت برهان الدین ربانی وزیر دفاع افغانستان بود. برادر وی اینك معاونت ریاست جمهوری افغانستان را برعهده دارد. مورخان اروپایی كه زندگینامه و كارهای مسعود را تحلیل كرده اند عقیده دارند كه اگر او زنده مانده بود، در جهان پارسی زبانان، به صورت كوروش تازه ای عمل می كرد و در نتیجه؛ مرگ وی را یك ضایعه بزرگ برای این منطقه از جهان قلمداد كرده اند.
در قلمرو اندیشه
مائو ، اندیشه ها و اندرزهایش
مائو و جوانان چین كه هركدام كتابچه اندرزها و نكته های او را در دست دارد
مائوتسه تونگ بنیادگذار جمهوری توده ای چین كه نهم سپتامبر سال 1976 در 82 سالگی درگذشت نه تنها نظام سوسیالیستی چین بلكه دریایی اندرز و نظریه از خود به میراث گذارده است.
     این مرد نیرومند قرن 20 كه در 1893 در ایالت هونان در یك خانواده كشاورز به دنیا آمده بود بر خلاف متفكران و سیاستمداران دیگر، از زمان افلاتون تاكنون، عادت به ایراد نطق طولانی (Rhetoric)نداشت و چون استعداد شعر گفتن داشت عقاید و اندرزهای خود را به صورت شعارهای یك جمله ای و حداكثر در یك بند (پاراگراف) و گاهی هم به نظم بیان می داشت. او می گفت عقیده ای ماندنی خواهد بود كه بتواند روشنفكران جامعه را دست كم به بررسی و بحث درباره خود جلب كند، به غرور نظامیان صدمه نزند، امید كارگران و كشاورزان (زحمتكشان) باشد و دشمنی شدید سیاستمداران را در آغاز كار برنیانگیزد.
     در زمینه مبارزه، مائو كه در سال 1911 با یازده تن دیگر حزب كمونیست چین را در شانگهای بنا نهاد متكی به اعتراض پی گیر كشاورزان و كارگران و در مبارزه مسلحانه به جنگهای مردمی (چریكی) بود.
     وی جنبشی را پیروز می دانست كه در سر راه خود از همكاری جنبش های موازی كه هدف های دست كم تا ده درصد مشابه داشته باشند برخوردار شود. وی به همین دلیل در آغاز كار با حزب ملی گرای «كومین تانگ Kuomintang» كه خواهان طرد نفوذ خارجی و كسب استقلال وطن به معنای واقعی كلمه بود همكاری كرد ، زیرا كه هدف مشترك هر دوحزب بود. ولی ، همین كه چیانك كای شك رهبر كومین تانگ در 1925 برای دریافت كمك به غرب روی آورد با او به مخالفت برخاست،.سالها بعد دوباره در برابر دشمن مشترك - ژاپنی ها - عملا با كومین تانگ در یك جهت قرار گرفت.
    مائو كه در سال 1918 كتابدار دانشگاه پكن بود و فرصت مطالعه افكار سوسیالیست های بنام اروپا به ویژه ماركس را به دست آورده بود عقیده داشت كه فرد باید مایه و استعداد گرویدن به یك مسلك را داشته باشد تا بتوان افكارش را شكل داد و تقویت كرد، و گرنه نمی توان در عمل انتظار وفاداری زیاد از او داشت. وی در دهه های آخر عمر، انقلاب فرهنگی را برای زدودن آثار معتقدات دیگر از ذهن كسانی كه ایمان استوار به مبانی سوسیالیسم نداشتند به وجود آورد.
    در زمینه دمكراسی، مائو معتقد به دمكراسی توده ای (شورایی ـ ساویت Soviet) اصطلاحا پایه ای (شروع از سطوح روستا ، كارخانه و محله) بود و دمكراسی به سبك غرب را مطلقا قبول نداشت و آن را دیكتاتوری توانگران و حكومت طبقه ثروتمند و بورژوا و سراسر تقلب و نیرنگ می دانست و تاكید می كرد كه پول نباید وسیله به دست آوردن قدرت سیاسی شود. به تاكید او، حكومت نباید به صورت ابزاری برای تامین منافع طبقه توانگر شاخص (به زعم او استثمارگر) درآید و می گفت كه بدون تغییر ساختار مالكیت در یك جامعه نمی توان به حكومت واقعی مردم بر مردم رسید. گفته مائو ؛ دولت دستگاهی است برای فراهم ساختن وسائل تامین برابری اقتصادی - اجتماعی مردم و بهترین دولت، آن است كه سریعتر و سهلتر مردم را به این آرزوی طبیعی و هدف نهایی برساند و ایجاد جامعه بی طبقه را جامه عمل بپوشاند. در مورد شرایط نماینده مردم بودن در مجالس و شوراها، مائو می گفت: نماینده كسی باید باشد كه به مردم و تامین منافع و حقوق طبیعی آنان مومن باشد و برای رسیدن به آن دمی از كوشش بازنایستد و خدمت به مردم در خون او باشد و همه چیز را تنها برای جامعه بخواهد نه خودش و مزد و لذت خود را شادی و رفاه مردم بداند و هیچگاه از آنان جدا نباشد. منابع تولید و ثروت عمومی باید در دست جامعه باشد و نه فرد و افراد به صورت عادلانه از منافع این نظام (سوسیالیسم) برخوردار شوند.
     مائو معتقد به همیشه فعال بودن انقلاب بود و می گفت كه اگر چراغ انقلاب خاموش شود، دیری نخواهد پایید كه همه دستاوردها بر باد خواهد رفت و اوضاع به حالت سابق بازخواهد گشت.
    
مائو و همسرش كه در عین حال همرزمش
بود در سال 1947 (پیش از پیروز شدن انقلاب چین)

در زمینه وضع قانون، مائو می گفت كه قانون موضوعه باید حتی الامكان به قانون طبیعی نزدیك باشد و سوسیالیسم را نقض نكند. باید قبلا توسط معتقدان واقعی به سوسیالیسم و كارشناسان حقوق بررسی دقیق شده باشد. او با كپی كردن قانون از جوامع دیگر مخالف بود و می گفت كه هر جامعه شرایط و فرهنگ خاص خود را دارد.
    وی برخلاف ماركس و لنین و تروتسكی ناسیونالیسم را رد نكرد و سوسیالیسم خود را در قالب ناسیونالیسم قرار داد و از آن سوسیالیسم چینی را به وجود آورد.او در حرفهایش همیشه از شهروند چینی سخن به میان آورده است كه باید در جامعه چین از حقوق برابر و نیز تكالیف مساوی برخوردار باشد و مطلقا تبعیضی در كار نباشد. وی به كرات از چین ستمدیده، غارت شده، استثمار شده و طاعون زده كه باید روی پای خودش بایستد و سر برافرازد سخن به میان می آورد تا وطن جهانی.
     مائو هیشه می گفت كه ملل تحت ستم و استعمار زده راهی جز قیام ندارند، ولی تاكید می كرد كه این قیام را باید خودشان آغاز كنند و استعداد و تمایل به این كار را داشته باشند.
    مائو پس از پیاده روی 9700 كیلومتری سالهای 1934 و 1935 و نجات پیروان خود از این طریق معتقد به آبدیده شدن افراد شد، زیرا بازماندگان همین پیاده روی تاریخی موفق شدند كه در اكتبر سال 1949 جمهوری توده ای چین را بنا نهند. جنگ كره انضباط و نیروی فداكاری چینیان برخوردار از آموزشهای مائو را به جهانیان نشان داد.مائو موفق شد نه تنها چین از هم پاشیده شده را با همه دشمنانی كه داشت دارای دندان اتمی كند، بلكه كرسی آن را در سازمان ملل بازستاند و دست آخر آمریكا را مجبور كند كه برخواست پكن كه در جهان تنها یك چین وجود دارد و تایوان، چین دوم نیست صحه بگذارد و سپس با هم روابطی سیاسی برقرار كردند. مائو از زمان نكوهش كارهای استالین توسط خروشچف، پایان كار سوسیالیسم شوروی را پیش بینی كرده بود و از همین زمان سران حزب کمونیست شوروی را تجدید نظر طلب (Revisionist ) می خواند و با آنان روابط خوب نداشت.
     مائو معتقد به تماس مستقیم رئیس حكومت با مردم بود و نامه های مردم را شخصا می خواند و زندگانی ساده, نه بهتر از سایر مردم داشت.
سایر ملل
نخستین حمله هوایی به خاك آمریكا
نهم سپتامبر 1942، یك هواپیمای نظامی ژاپنی خود را به آسمان ایالت ارگون آمریكا رسانید و با فروافكندن بمب های ویژه تولید شعله، جنگلهای این ایالت را به آتش كشید. این، نخستین حمله هوایی به خاك آمریكا بشمار آمده است. آمریكا به دلیل قرار گرفتن میان دو اقیانوس به ندرت مورد حمله هوایی قرار گرفته است و حمله زمینی نیز جز از راه سیبری و آلاسكا (تنگه برینگ) امكان ناپذیر است.
توجو قصدخودکشی كرد
«توجو» و این عكس در محكمه نظامی كه وی را به اعدام محكوم كرد گرفته شده بود
نهم سپتامبر در سال 1945، ژنرال هیدكی توجو Hedeki Tojo نخست وزیر پیشین ژاپن كه دستور زدن شبیخون به پایگاه دریایی آمریكا در پرل هاربور را صادر كرده بود دست به خودكشی زد، ولی او را نجات دادند. ژاپن در آن زمان تحت اشغال آمریكا بود و فرماندار آمریكایی ژاپن دستور دستگیری توجو و چهل تن از ژنرال ها و وزیران او را صادر كرده بود تا به عنوان جنایتكار جنگ محاكمه شوند. آمریكائیها پس از تنظیم یك قانون اساسی برای ژاپن، در روز هشتم سپتامبر سال 1951، پس از شش سال اشغال، با ژاپن قرارداد صلح امضاء كردند، اما هنوز پایگاههایی را در این كشور در اختیار دارند و ژاپن هنوز قانون اساسی خود را اصلاح نكرده است كه به موجب آن از داشتن ارتش كامل محروم شده است.
سالروز ایجاد جمهوری دمكراتیك خلق كره
نهم سپتامبر سال 1948، قسمت شمالی شبه جزیره كره خود را جمهوری دمكراتیك خلق كره (شمالی) اعلام كرد و طولی نكشید كه درصدد یكی كردن دو قسمت كره از طریق جنگ برآمد و با این كه آمریكا به نام سازمان ملل بر ضد آن وارد جنگ شد و این جنگ تا سال 1953 ادامه یافت شكست نخورد و با همه تضییقاتی كه در طول شش دهه برایش ایجاد شده تاكنون پابرجا باقی مانده است. پس از شکست ژاپن در 1945 و تقسیم موقت شبه جزیره کره قرار بود که وحدت مجدد از طریق انتخابات تحقق یابد که فاتحان غربی تمایلی به این وحدت نشان ندادند و شمالی ها راه جنگ را انتخاب کردند. شبه جزیره کره تا قرن نوزدهم وابسته به چین بود که ژاپن با استفاده از ضعف نظامی چین، آن را متصرف شده بود. شصتمین سالروز ایجاد جمهوری دمکراتیک خلق کره در سپتامبر 2008 با شکوه خاصی برگزار شد. در مراسم رژه نظامیان نهم سپتامبر 2008 کیم جانگ ایل رهبر این کشور حضور نداشت که بعدا گفته شد بیمار بود و این بیماری در طول سالهای 2008 و 2009 سوزه رسانه های غرب بود!.
مراسم شصتمین سالگرد تاسیس (روز ملی) جمهوری دمکراتیک خلق کره

فیلسوف و شاعری که رئیس کشور شد
سنقور
«لئوپد سدار سنقورLeopold Sedar Senghor» شاعر ، ادیب، فیلسوف و سیاستمدار معروف آفریقایی و از بنیادگذاران جنبش استقلال سنگال و مولف« سوسیالیسم آفریقایی » نهم سپتامبر 1960 نخستین رئیس جمهوری سنگال شد.
    وی در كتاب خود پیش بینی كرده است كه روزگاری سراسر جهان دارای نظام سوسیال دمكرات خواهد شد. تالیفات مهم دیگر سنقور عبارتنداز : یک مجموعه شعر به زبان فرانسه ، تاریخ تفکرات سیاسی، مبانی سوسیالیسم و .... کتابهای سنقور که دارای همسر فرانسوی بود عمدتا به این زبان نوشته شده است.
مائو بر ضد بازرگانی آزاد نبود
مائو
نهم سپتامبر سال 1976 مائو تسه تونگ (دونگ) رهبر انقلاب سوسیالیستی چین در 82 سالگی فوت شد. مائو ناسیونالیسم چینی را بر سوسیالیسم اضافه كرد و این شكل سوسیالیسم پیروزمند تر بوده است كه نمونه هایش در كوبا، ویتنام، كره شمالی و چین و به اشكال متفاوتی در چند كشور دیگر دیده می شود. مائو بازرگانی آزاد میان ملل را رد نکرد و گفت که سوسیالیسم بر ضد بی عدالتی است نه تجارت. (در سایت امروز و در قسمت "قلمرو اندیشه"، نگاهی به افكار و كارهای مائو آمده است).
سالروز استقلال تاجیكستان كه «اوستا» آن را سرزمین كامل و بهترین منطقه ای در جهان كه اهورامزدا آفرید اعلام كرده است



    
شادی نوروزی در تاجیکستان

نهم سپتامبر سال 1991 تاجیكستان 7 میلیون و دویست و پنجاه هزار نفری 143 هزار كیلومتر مربعی اعلام استقلال كرد و روز ملی این كشور پارسی زبان و ایرانی تبار است. تاریخدانان تاجیكستان را مادر ایران زمین بشمار می آورند زیرا كه نه تنها ایرانیان بلكه آرین ها از آنجا برخاسته اند. در "اوستا" از سرزمینی كه امروز تاجیكستان است به عنوان بهترین مكان و منطقه در روی زمین كه اهورامزدا (خدای یگانه بزرگ) آفریده یاد شده است. به نوشته زرتشت، این منطقه ـ یك سرزمین كامل است (هدف؛ آب و هوا و محصولات و انسانهای آن). در نوشته های زرتشت و آثار آن دوره، آرین های فرارود «تاجیانTaa - jiaan» نوشته شده اند. این سرزمین از شش هزار سال پیش مسکونی بوده و مردمی متمدن داشته است. مورخان کارشناس دوران باستان و آرین شناسان نوشته اند که تاجیکهای هزاره پیش از میلاد یک طایفه ایرانی به نام کامبوجا Kambojas بودند که به زبان اوستایی (پارسی قدیمی تر - زبان زرتشت) سخن می گفتند و مورخ همراه اسکندر باکتریانا (در اوستا: باخدیBakhdi = بلخ) و تخار را بخشی از منطقه آنان ذکر کرده که عمدتا میان دو رود بزرگ (آمودریا و سیردریا) میزیستند.
    مورخان عهد سلوکیها اشکانیان (پارتها) را برخاسته از میان آنان نوشته اند و مورخان رومی و اروپایی همه خراسانی ها و تبرستانی ها (مازندرانی ها) را از همان طایفه ایرانی دانسته اند. یزدگرد سوم در پی شكست های نظامی اش به همین منطقه پناه برده بود كه با مرگ او ایرانیان هم استقلال و حاكمیت خود را از دست دادند. همین تاجیكان زبان پارسی و فرهنگ، منش و تمدن ایرانی را محافظت كردند كه با پیدایش سامانیان به سراسر ایران گسترش یافت. سامانیان كه از سرزمین تاجیكان برخاستند از نخستین دسته ایرانیانی بشمار می آیند كه استقلال و حاكمیت ایران را زنده كردند. تا قرن دهم میلادی و آغاز مهاجرت اقوام ترکیک به فرارود، بکار بردن واژه تاجیک، زیاد مرسوم نبود و همه ایرانیان خود را پارس می نامیدند و از زمانی واژه تاجیک مصرا بکار رفت که پارسیان فرارود و ایران خاوری (افغانستان امروز) خواستند خود را از ترکان مشخص سازند و از آن پس" ترک و تاجیک" برای مشخص ساختن افراد آن منطقه بکار رفت. قبلا هم برخی از خراسانی ها برای مشخص شدن از عربان خود را پارسیوان می خواندند.
    تاجیكستان امروز، دارای بیش از 99 درصد باسواد است و همه آیین های ایرانی بویژه نوروز را گرامی می دارد. این سرزمین كه تا پایان دوران سامانیان سراسر شمال آمودریا (جیحون) را شامل می شد بتدریج براثر هجوم اقوام آلتائیك كوچك شد و آخرین ضربه را از رهبران شوروی خورد كه برغم مقاومت سغدی ها (خجندی ها) قسمت های دیگری از آن را به جمهوری های مجاور دادند. تلاش تاجیكان بود كه جمهوری شوروی تاجیكستان در 1929 تاسیس شد و در نهم سپتامبر 1991 اعلام استقلال كرد و در ششم نوامبر 1994 دارای قانون اساسی شد و اصحاب نظر آن را كم دشمن ترین كشور جهان قلمداد كرده اند. همین بی دشمن بودن سبب شده است كه همه بخواهند در آنجا سرمایه گذاری كنند و مناسبات داشته باشند: چین، روسیه، هند و آمریكا همه با تاجیكستان دوستی نزدیك دارند. این سرزمین مورد علاقه ویژه پارسیان هند و زرتشتیان جهان است. تاجیکستان در دل خود دارای انواع معادن از جمله نفت است. تاجیكستان كه پرچم اتحاد فرهنگی پارسی زبانان و ایرانی تبارها را به دوش می كشد شامل سه ایالت و چند منطقه دیگر است و ایالت سغد (خجند) آن كه پایگاه مهاجرت آرین ها بشمار می رود و كوروش در آنجا كشته شد تا مانع ورود اقوام با تمدن پایین به ایران زمین شود معروفتر از ایالات دیگر است. تاجیكها با گذاردن نام اسماعیل سامانی (احیاءگر زبان فارسی و فرهنگ ایرانی) بر بلندترین قله آن كشور قدرشناسی خود را نسبت به او نشان داده اند، همچنین گذاردن نام سامانیان بر واحد پولشان (سامانی) و بزرگداشت شعراء و دانشمندان ایران زمین.
    رودكی از پدران شعر پارسی نوین، زاده و برخاسته از تاجیكستان است. سران شوروی همواره از آن نگران بودند كه تاجیكان آسیای میانه و افغانستان با ایران متحد شوند و امپراتوری پارسها زنده شود.
    امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان که تلاش های او برای گسترش فرهنگ ایرانی و ایجاد همبستگی میان ایرانیان معروف است تا سال 2013 در این مقام خواهد بود. تاجیکستان که در دهه 1990 یک دوره بحران را تجربه کرد در دوران حکومت رحمان از ثبات و آرامش ویژه و پیشرفت برخوردار بوده است.
رحمان

نطق رسمی هشتم سپتامبر 2003 رئیس جمهوری آمریکا درباره عراق و افغانستان و چند اظهار نظر
جورج بوش رئیس جمهوری آمریكا هشتم سپتامبر2003 (چهار ماه پس از تکمیل تصرف عراق) در یك نطق 17 دقیقه ای رسمی گفت به كاری كه شروع كرده است ادامه خواهد داد و هزینه عملیات نظامی و اطلاعاتی در عراق و افغانستان و جاهای دیگر و تامین آب و برق و ترمیم بعضی خرابی های این دو كشور در سال مالی آینده ( از اول اكتبر 2003 تا آخر سپتامبر سال 2004 ) بالغ بر 87 میلیارددلار خواهد شد و كسر بودجه را در این سال از 500 میلیارد بیشتر خواهد كرد كه باید تحمل كنیم. 66 میلیارد دلار از این پول صرف هزینه های نظامی و اطلاعاتی مربوط خواهد شد.
     وی در آن نطق گفت كه تروریسم اینك(سال 2003) در عراق متمركز شده است و ما قطعنامه تازه ای به شورای امنیت پیشنهاد می كنیم كه با تصویب آن سایركشورها از لحاظ مالی و اعزام نیروی نظامی به مساعی ما در عراق كمك كنند، البته این نیروها باید تحت فرماندهی ما عمل كنند. ژاپن، كشورهایی اروپا و همسایگان عراق كه از اقدام ما سود می برند باید كمك كنند. مبارزه در عراق كه شده است خط اول جبهه جنگ با تروریسم نیاز به زمان طولانی و فداكاری دارد. بوش در این نطق خود بار دیگر نیروهای نظامی آمریكا در عراق را لیبراتور (آزادیبخش) و عمل آنان را آزاد ساختن عراق خواند!.
    برخی از آگاهانی كه پس از پخش مستقیم این نطق از شبكه های تلویزیونی درباره آن كه به دقت تهیه و تنظیم شده بود اظهار نظر كرده بودند گفته بودند از این اظهارات چنین بر می آید كه آمریكا می خواهد برای مدتی طولانی در عراق بماند و برای این كشور همانند ژاپن پس از جنگ دوم، قانون اساسی بنویسد و .... اینان اضافه كرده اند از پولی كه جورج بوش به آن اشاره كرده ممكن است تنها حدود 20 میلیارد دلار آن و عمدتا به كمپانی های آمریكایی داده شود تا موسساتی ازجمله آب و برق و جاده های عراق و بعضی كارهای مشابه را در افغانستان رو به راه كنند و مابقی صرف نظامیان آمریكایی و خرید خودرو و جنگ افزار برای آنان خواهد شد كه شمار شان در عراق و كویت 181 هزار نفر است. از این پول نظامیان دیگر كشورها كه در عراق مستقر هستند از جمله لهستانی ها سهم خواهند داشت. قسمت عمده این پول كه به نظامیان آمریكایی پرداخت و یا صرف خرید خودرو وجنگ افزار خواهد شد به آمریكا بازگشت داده خواهد شد و پولی است كه از این جیب به آن جیب می رود؛ وانگهی تردید نیست كه روزی عراق باید از منابع خود این هزینه را به نحوی تامین كند.
    نظر بعضی از آگاهان بر این است كه تكرار عبارت «آزاد كردن عراق» مردم سایر كشور ها را عصبی می كند زیرا كه آزاد كردن معمولا رها ساختن یك كشور از اشغال خارجی است كه عراق چنین وضعیتی را نداشته و بركنار كردن رئیس حكومت یك كشور هم بر عهده مردم همان كشور، نه خارجی. به علاوه، اگر شورای امنیت كه در كنترل پنج دولت است با تصویب قطعنامه به اشغال نظامی عراق رسمیت دهد دلیل موجودیت سازمان ملل بیش از پیش از میان می رود.
    «هوارد دین» از حزب دمكرات آمریكا در واكنش به نطق جورج بوش گفته بود كه مفاد این نطق با اظهارات لیندن جانسون كه آمریكا را در باتلاق ویتنام فرو برد تفاوتی زیاد نداشت؛ باید به آمریكاییان اطلاعات درست داده شود تا در جریان حقایق قرار گیرند، نه مطالبی كه تنها برای توجیه سیاست دولت باشد.
    سناتور آمریكایی «باب گرام» ضمن ابراز نظر درباره این نطق گفته بود 87 میلیارد دلاری كه بوش برای هزینه عملیات نظامی و اطلاعاتی خود در خاورمیانه می خواهد بیش از همه پولی است كه برای آموزش و پرورش كشور خرج می كنیم.
اتحادیه عرب عملا بر اشغال نظامی عراق صحه گذارد
نهم سپتامبر 2003 رسانه های امریکا گزارش خبر گزاری این کشور - اسوسییتد پرس - از قاهره درباره مصوبه هشتم سپتامبر اتحادیه عرب را درباره وضعیت عراق منتشر کرده بودند که ترجمه دو پاراگراف آن این قرار است:
    اتحادیه عرب مرکب از 22 عضو در آخرین جلسه بحث درباره وضعیت عراق، پس از شش ساعت بحث به اتفاق آرا موافقت کرد که کرسی عراق در این اتحادیه به شورای حکومتی موقت عراق (که از سوی آمریکا منصوب شده بود) اعطا شود که نوعی حمایت از اشغال نظامی عراق است.
    این تصمیم به یک هفته بحث در اتحادیه عرب که آیا شورای موقت حکومتی کشور اشغالشده عراق را برسمیت بشناسد یا نه پایان داد. در آغاز این جلسات برخی از کشورهای عربی از آن نگران بودند که دادن کرسی عراق به شورای موقت به منزله قبول اشغال نظامی آمریکا تلقی شود.
دوران تاریخی تازه ای كه جهان از هشتم آگوست 2008 وارد آن شده است
نبرد «كولیكوو» كه در تاریخ روسها، رویدادی بزرگ و سرآغاز دوره ای است كه به ایجاد امپراتوری روسیه انجامید، هشتم سپتامبر سال 1380 انجام شد. سالروز این نبرد تا هشتم سپتامبر 2008 مورد توجه اصحاب نظر قرار نگرفته بود و در اخبار روز به آن اشاره نشده و تفسیرهای رسانه ای بر پایه آن نگارش نیافته بود. در نبرد كولیكوو 80 هزار روس 125 هزار مغول، تاتار و لیتوانیایی را شكست دادند و پس از قرنها تفرقه و جدایی، راه اتحاد و كسب قدرت را در پیش گرفتند تا از میان آنان پتر یكم پا به عرصه وجود گذارد و امپراتوری روسیه را تاسیس كرد.
    در ششصد و بیست و هشتمین سالروز نبرد تاریخی «كولیكوو» بود كه اعلام شد یك ناوگان روسیه به كارائیب خواهد رفت و با كشتی های این ناوگان، ناو اتمی «پتر بزرگ» و نیز ناوشكن «ادمیرال چاباننكو» همراه خواهند بود و این ناوگان فعلا برای انجام مانور با ناوگان ونزوئلا به كارائیب می رود (که این دیدار طبق برنامه انجام شد).
     در آن زمان دیدار این ناوگان پاسخی تلقی شده بود به ورود دو كشتی آمریكایی و سه كشتی دیگر متعلق به كشورهای عضو «ناتو» به دریای سیاه. همزمان، هوگو چاوز رئیس جمهور سوسیالیست ونزوئلا كه اخیرا معادل پنج میلیارد دلار اسلحه و ازجمله 24 سوخوی ـ 30 از روسیه خریداری كرده و از سفر آفریقای جنوبی باز گشته بود و درآنجا از ایجاد «اتحادیه اتلانتیك جنوبی» مركب از آفریقا و آمریكای لاتین سخن گفته بود اعلام داشت: دولت واشنگتن پس از شش دهه سخن از احیاء ناوگان چهارم خود در كارائیب به میان آورده است. اگر این ناوگان از نو فعال، و وارد آبهای ونزوئلا شود، بازگشتی نخواهد داشت. پیش از این اخطار چاوز، دمیتری مدودیف رئیس جمهور روسیه در نشست شورای عالی روسیه گفته بود: روسیه قدرتی است كه غرب باید آن را به حساب آورد. مناسبات روسیه و آمریکا از هشتم آگوست 2008 (روزی كه نیروهای روسیه دست به سركوب تجاوز گرجستان به اوستیای جنوبی زدند) سرد شده است. ما اینك در دنیای دیگری ـ جهانی متفاوت از گذشته (پیش از هشتم آگوست) زندگی می كنیم. «معارضه» انتخاب ما نیست، ولی ما از رو به رو شدن با هر وضعیتی بیم نداریم. ما نیرومندتر از آن هستیم كه غرب بتواند كاری بزیان مان بكند.
    در همین روز پوتین نیز در كنار قاب عكس نیكلای دوم آخرین تزار روسیه (عکس بالا) گفته بود: اروپا نباید خودش را فریب دهد، زیرا که بدون روسیه نمی تواند دوام آورد.
    
رزمناو پتر بزرگ


    
ناوشکن دریاسالار چاباننکو

برخی دیگر از رویدادهای 9 سپتامبر
  • 1828:   لئو تولستوی نویسنده شهیر روسیه و مولف «جنگ و صلح» و «آنا كارنینا» در این روز به دنیا آمد طبق تقویم میلادی سابق 28 آگوست 1828. ضمنا لئو تولستوی با "الکسی نیکلایوویچ تولستوی" نویسنده روس متولد دهم ژانویه 1882 و متوفی در 23 فوریه 1945 اشتباه نشود.
  • 1850:   كالیفرنیا به عنوان عضو سی و یكم وارد اتحادیه (ایالات متحده) شد.
  • 1776:   كنگره موقت، عنوان مهاجرنشین های متحده را به ایالات متحده تغییر داد كه از آن پس نام رسمی كشور آمریكا قرار گرفته است.
  • 1908:   ارویل رایت Orville wright برای نخستین بار در تاریخ، با هواپیمایی كه ساخته بود به مدت یك ساعت در آسمان پایگاه مایر در نزدیكی شهر واشنگتن پرواز كرد. پروازهای قبلی به یك ساعت نمی رسید.
  • 1914:   نخستین نبرد مارن میان سربازان آلمان و فرانسه پایان یافت. در این نبرد تلفات ارتش آلمان 800 هزار كشته گزارش شده است.
  • 1944:   ارتش شوروی بلغارستان را از دست نیروهای آلمان خارج ساخت. در جنگ دوم جهانی شوروی برای عقب راندن آلمانیها از آن كشور و اروپای شرقی و جنوبی بیش از 26 میلیون كشته متحمل شد.