تبلیغات
اس ام اس عاشقانه"فلسفی"تولد "سرکاری"عکس های دیدنی - مهمترین رویدادهای ایران و جهان در طول تاریخ در این روز 16 سپتامبر

 

دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی و بالعکس

ایران

25 شهریور روز بزرایرانیان عهد باستان نخستین مردمی بوده اند كه برای ادای احترام و بزرگداشت و سپاسگزاری از سالخوردگان روز مشخصی را در سال تعیین كرده بودند و این روز، 25 شهریور ماه هر سال بود و قدمت آن به 3 سه هزار سال می رسد. در آن زمان و تا 14 قرن پیش، روزهای هر ماه ایرانی نام خاص داشت و روز 25 شهریور "اشیش وانگ Ashish vangh" خوانده می شد كه روز رحمت خدا، اخلاقیات و معنویات و روان پاك بود. ماه شهریور «شهرور shehrevar »تلفظ می شد. پس از انقراض ساسانیان، چون در ایام نوروز هم به دستبوس پیران قوم رفتن رسم بود، این مراسم اختصاص به نوروز یافت و به تدریج روز سالخوردگان (25 شهریور) كمرنگ و در ایران به فراموشی سپرده شد. ولی، كشورهای دیگر و عمدتا از قرن بیستم آن را برای خود احیاء كرده اند كه در كشورهای انگلیسی زبان به «سینیور دی» معروف است. نخستین قانون كیفر عمومی ایران عدم توجه فرزندان به والدین سالخورده را جرم شناخته بود كه مجازاتی از درجه جنحه داشت.
     در سال 1720 میلادی جاماسب ولایتی كه "دستور زرتشتیان" كرمان بود به بمبئی رفت تا تاریخچه "روز سالخوردگان" را با سایر محققان پارسی هند بنویسند و آن را زنده كنند كه بعدا مینوچهر هومجی از پارسیان بمبئی هند این كار را كرد.
     ژاپنی ها 15 سپتامبر (24 شهریور) را به عنوان روز سالخوردگان برگزار می كنند كه گمان نمی رود ربطی به روز باستانی سالخوردگان ایران داشته باشد.
    باید توجه داشت كه از دو دهه پیش توجه به سالخوردگان و بازنشستگان در سراسر جهان چشمگیر شده است. در آمریکا درمان سالخوردگان مطلقا رایگان است و بسیاری از فروشگاهها در روز معینی از هفته، اجناس خود را به آنان با 15 درصد تخفیف می فروشند. بعضی شرکتهای هوایی به سالخوردگان تخفیف قابل ملاحظه می دهند و استفاده از اتوبوسهای شهری برایشان رایگان است، به همین گونه شرکت در کلاسهای درس در هر سطحی. گداشت سالخوردگان در ایران باستان

درادامه مطلب

رضاشاه كناره گیری كرد
رضا شاه رفت
16سپتامبر سال 1941 (25 شهریور 1320) در زمانی كه نیروهای شوروی و انگلستان به تهران نزدیك شده بودند محمد علی فروغی نخست وزیر وقت به اتفاق علی سهیلی وزیرامور خارجه کابینه اش به دیدار سفیران انگلستان و شوروی شتافت و به آنان اطلاع داد كه رضا شاه همچنان كه آن دو دولت خواسته بودند كناره گیری كرده و رهسپار اصفهان شده است. همسر و فرزندان رضا شاه قبلا به اصفهان رفته بودند و تنها محمدرضا در تهران مانده بود.
    به احتمال زیاد در همین دیدار، موافقت دو دولت انگلستان و شوروی با شاه شدن محمدرضا به فروغی ابلاغ شده بود، زیرا كه فروغی پس از آن دیدار، مستقیما به بهارستان رفت و نمایندگان مجلس را از كناره گیری رضا شاه و بر جای او نشستن محمدرضا آگاه كرد. قبلا قرار بود كه پس از بركناری رضا شاه، دولت های اشغالگر ترتیب دیگری برای ایران بدهند و كشور ما تا چند سال توسط یك هیات مدیره موقت اداره شود و سپس نوع حكومت تعیین گردد. برخی از مورخان جنگ جهانی دوم نوشته اند كه چون مقامات لندن و به ویژه چرچیل نگران بودند كه پس از انقضای حكومت هیات مدیره (هیات موقت پیشنهادی حاكم بر ایران)، استالین كمونیستها را بر ایران مسلط كند و به علاوه، بررسی خصوصیات محمد رضا پهلوی، او را فردی مطیع و علاقه مند به تفریح و ورزش (بیش از سیاست) نشان داده بود اصرار بر شاه شدن فوری او كردند.
محمد رضا شاه آمد.
این عكس، او را در روز
تحلیف در مجلس نشان
می دهد

در آن روز پس از این كه فروغی مجلس را از كناره گیری رضا شاه و خروج او از تهران آگاه ساخت، نمایندگانی كه از رضا شاه راضی نبودند (و یا به اشاره سفارت انگلستان) بر ضد او نطقهای تندی ایراد كرده و به فروغی هشدار دادند كه سریعا جواهرات سلطنتی صورت برداری كند تا ببیند كه رضا شاه بخشی از آنها را با خود نبرده باشد!.قرار شد مجلس برای ادای سوگند شاه تازه یك جلسه فوق العاده فوری تشكیل دهد.
     اتفاقا، سوگند وفاداری لوئی شانزدهم شاه وقت فرانسه هم به قانون اساسی در 16 سپتامبر سال 1791 میلادی بعمل آمده بود و هر دو پادشاه با دو انقلاب به فاصله 188 سال از یكدیگر بركنار شدند.
    از بررسی خاطرات ، اسناد و نوشته ها چنین بر می آید كه دلیل عمده موافقت دو دولت متجاوز به ایران ،مخصوصا انگلستان با سلطنت محمد رضا این بود كه وی را فردی ضعیف و حرف شنو یافته بودند كه فاقد جاه طلبی های پدرش است و قدرت حكومتی را از دست «رجال مورد نظر!» خارج نخواهد ساخت.
    رضا شاه با این كه با حمایت انگلستان روی كار آمده بود در 5 ـ 6 سال آخر سلطنت خود برای خارج ساختن خود از دست انگلیسی ها به آلمان كه دم از همبستگی نژاد آریایی (آرین ها) می زد و ایتالیای ناسیونالیست نزدیك شده بود و قراردادهای متعدد با آنها امضاءكرده بود و در نظر داشت به محور (آلمان و متحدانش) به پیوندد، به قفقاز حمله نظامی برد و به سلطه انگلستان در منطقه خلیج فارس پایان دهد و .... رضا شاه غافل از این بود كه تا «رجال مشكوك و یا پوسیده !» را كنار نگذارد به هدف نخواهد رسید. همین رجال باعث اشغال نظامی ایران و تغییر رئیس كشور شدند و عقربه ساعت را در ایران به عقب باز گردانیدند.
    رضا شاه در پی امضای قرارداد عدم تجاوز میان مسکو و برلن، به شوروی نیز نزدیك شده بود و قراردادهای متعدد با مسكو امضاء كرده بود. هدف رضا شاه این بود که مسکو را از مشارکت در هرگونه توطئه انگلیسی ها بر ضد خود دور سازد. جانشین رضا شاه هم از لحاظ سیاسی تا حدی زیاد مسیر وی را پیمود ؛ با رجال معینی کارکرد و درسالهای آخر سلطنت خواست که کمتر از گذشته دیکته دیگران را بنویسد و راه استقلال در پیش گیرد که سرانجامی مشابه پدرش داشت.
    بگیر و ببندها و خلع درجه و عزل و نصب های برق آسای رضا شاه در طول سلطنت مخصوصا دهه دوم سلطنت، جز افزودن بر دشمنانش سودی عایدش نكرد. باوجود این، چون رضا شاه از میان مردم عادی کشور برخاسته بود دردها را می شناخت و ضعف ها را می دانست و تردید در میهندوستی او نمی توان کرد. برای مدرنیزه کردن ایران و به پیش بردن کشور تلاشهای چشمگیری به عمل آورد. در زمان او، ایران هرسال دهها دانشجو به اروپا می فرستاد که در بازگشت عمدتا بکار تدریس می پرداختند حال آن که لازم بود اداره سازمانهای کشور به دست آنان سپرده می شد و مقامها و مدیریت ها از دست "دوله ها" و "سلطنه ها" ، نزدیکان قدرتهای خارجی، و انحصار افراد معین بیرون می آمد و ... .
    بزرگترین ضعف شخصی رضا شاه علاقه او به گرد آوردن هرچه بیشتر مال و اموال بود كه برایش هم باقی نماندند.
زلزله طبس در سال انقلاب و تشدید انتقاد از دولت
25 شهریور 1357 در جنوب خراسان به مركزیت طبس زمین لرزه ای به شدت هفت و هفت دهم در مقیاس ریشتر روی داد كه تلفات تقریبی آن را 25 هزار تن گزارش كرده بودند. این زمین لرزه در جریان انقلاب ایران روی داد و مخالفان سلطنت از ضعف دستگاههای امداد و نارسایی های مربوط برای انتقاد از دولت بهره برداری فراوان كردند. درست به همان گونه كه زلزله ماناگوآ انقلاب نیكاراگونه را شدت بخشید، زلزله طبس هم زبان انتقاد از دولت تهران را رساتر كرد و ضعف ها و مسائل بوروکراسی از پرده برون افتاد.
در قلمرو اندیشه
پیش بینی فروپاشی شوروی از زبان برلینگوئر
انریکو برلینگوئر کمونیست معروف ایتالیا که از شوروی دیدن و در کنگره جهانی احزاب کمونیست شرکت کرده بود 16 سپتامبر 1969 در مصاحبه ای پرده از ضعف های مدیریت سوسیالیسم شوروی برداشت. وی که بعدا به مدت 12 سال دبیر اول حزب کمونیست ایتالیا بود ازجمله گفت: در منطقه مسکو مرا به دیدار از یک زندان بزرگسالان برده بودند تا وضعیت خوب زندان را ببینم. زندانیان از 19 تا 51 ساله بودند. به میزبان روس گفتم از انقلاب بلشویکی 52 سال می گذرد و همه این زندانیان در دوران حکومت کمونیستی شما به دنیا آمده و بزرگ شده اند بنابراین این شما هستید که به جای آنان باید زندان بروید زیرا نتوانستید افرادرا به گونه ای پرورش دهید که مرتکب جرم نشوند. انسان از مادر، مجرم به دنیا نمی آید. جرم کردن اکتسابی است. برلینگوئر با بیان مثالهای دیگر و مخالفت هایش در کنگره با پیشنهادها پیش بینی کرد که اگر در شوروی تحول اداری ـ آموزشی روی ندهد فروپاشی خواهد کرد و با فروپاشی قفس گشوده خواهد شد و افراد مستعد ارتکاب جرم و تقلّب وارد میدان خواهند شد و ....
     22 سال بعد که شوروی فروپاشید متن مصاحبه برلینگوئر وارد کتب تاریخ شد.
در قلمرو ادبیات
زاد روز جیمز کوپر
15 سپتامبر زادروز جیمز اف .كوپر از داستان نگاران بنام قرن 19 آمریكاست كه در 1789 به دنیا آمد و 62 سال عمر كرد.
    بیشتر داستانهای او سبك كلاسیك دارد. وی علاقه به نوشتن داستانهایی داشت كه صحنه های پر تلاش و پر از بیم و امید انسان را مجسم كند.
    13 داستان از او پاقی مانده است كه هنوز تجدید چاپ می شوند و برپایه آنها فیلمهای سینمایی ساخته شده است. « قاتل گوزن » ، انبار چرم ، پریری ، سرخپوستان و جاسوس بهترین داستانهای او شناخته شده اند. وی در داستان شرخپوستان خواسته است بگوید ؛ درست است كه مهاجرین اروپایی باعث پیشرفت شده اند ، ولی آرامش طبیعت و اوضاع طبیعی را ازمیان برده اند.
سایر ملل
ایتالیا با تصرف لیبی گام به تجدید امپراتوری روم نهاد
16دولت ایتالیا كه در نیمه قرن 19 با قلم «كاوور» و تفنگ «گاریبالدی» وحدت خودرا بازیافته بود و در صدد تجدید عظمت باستانی اش بود و می خواست كه پس از 15 قرن باردیگر قدرت اول مدیترانه شود 16سپتامبر سال 1911 برای تصرف سرزمین لیبی كه در دوران امپراتوری روم از مستملكات ایتالیا بود و در آن زمان جزئی از قلمرو عثمانی به حساب می آمد دست به لشکرکشی زد و به دولت عثمانی اعلان جنگ داد و روز بعد با غرق كردن یك كشتی جنگی عثمانی در آبهای طرابلس غرب (تریپولی)، در خاك لیبی سرباز پیاده كرد و «سیدی بلال» و «درنا» را به تصرف درآورد.
    یك سال و یك ماه بعد (18 اكتبر 1912) كه عثمانی از جانب كشورهای بالكان - صربستان، بلغارستان و یونان - تهدید به جنگ می شد، طبق یك قرارداد لیبی را به ایتالیا واگذار كرد و دو ماه بعد نیز از نیروهای مشترك بالكان شكست خورد و پس از 3 قرن از این منطقه خارج شد و آلبانی با حمایت ایتالیا استقلال یافت و این شكست ها و تحقیرها سبب شد كه در31 ژانویه 1913 افسران جوان ارتش عثمانی بر ضد دولت این كشور قیام كنند و مسیر سرنوشت سیاسی این امپراتوری را تغییر دهند.
    عقب نشینی های سیاسی و نظامی عثمانی بالاخره باعث اضمحلال این امپراتوری در پایان جنگ اول (1918) شد.
كشته شدن محمد تره كی رئیس جمهور کمونیست افغانستان
محمدظاهرشاه با كودتای محمد داودخان بركنار و تبعید شد
16 سپتامبر سال 1979 نورمحمد تره كی رئیس جمهوری كمونیست افغانستان در جریان كودتایی كه توسط یك سیاستمدار ظاهرا هوادار غرب به نام حفیظ الله امین انجام شد به قتل رسید. طولی نكشید كه سایر كمونیستهای افغانستان متوجه شدند كه توطئه از خارج بوده و پی بردند كه حفیظ الله امین با دسیسه خود را در صف كمونیستها قرار داده بود تا در فرصت مناسب راه خویش را برود . بنابراین ، او را از میان برداشتند و از شوروی تقاضای اعزام نظامی و اسلحه كردند. شوروی پس از این كه باور كرد غرب امین را به كودتا ترغیب كرده و سرگرم مسلح ساختن پاره یی از قبایل افغانستان است ، درست دو ماه و ده روز پس از قتل تره كی به افغانستان نیرو فرستاد .
    
محمد داودخان
ضمن كودتای تره
كی كشته شد

برژنف اعلام کرد كه نیروهای شوروی به دعوت و خواست دولت افغانستان وارد این كشور شده اند تا كمك كنند صلح و امنیت در مرزهای شوروی بر هم نخورد و این عمل طبق ضوابط بین المللی مشروع و قانونی است.
     پس از ساقط شدن دولت حفیظ الله امین، ببرك كرمل كه یك كمونیست افراطی بود رییس جمهوری افغانستان شده بود. كارتر رییس جمهوری وقت امریكا كه چنین دید از سیا سازمان اطلاعات این كشور خواست كه با بودجه یی سنگین در پاكستان دست به آموزش نظامی بعضی قبایل ، فراریان و آوارگان افغانی و مسلح كردن آنها بزند و این عمل باعث جنگی خونین شد كه یك دهه ادامه داشت.
    
نورمحمد تره كی
ضمن كودتای حفیظ الله
امین كشته شد

طبق برخی نوشته ها ، انگلیسی ها كه از دو قرن پیش نسبت به افغانستان حساس بوده اند آمریكاییان را تشویق به درگیری با شوروی در آن كشور كرده بودند و از طریق بی بی سی ماجرا را داغ نگهمیداشتند.
    باید دانست كه تره كی با كمك افسران كمونیست ارتش افغانستان بر ضد داودخان رییس جمهوری این كشور كودتا كرده بود و او را كشته و زمام امور را به دست گرفته بود كه داود خان خود، در آوریل سال 1974 با یك كودتا به حكومت سلطنتی محمد ظاهر شاه پایان داده بود و روی كار آمده بود.
    امریكا اواخر دهه 1980 با گورباچف توافق كرد كه اگر نیروهای شوروی را از افغانستان خارج سازد كمك خود را به سازمانهای مسلح افغانی قطع خواهد كرد و به بی طرفی آن كشور احترام خواهد گذاشت. گورباچف قول آمریكا را پذیرفت ولی ....
امین ضمن كودتای
هواداران تره كی
جان خود را از دست داد


    
با قتل امین،
ببرك كرمل بر
جای او نشست

كشتار فلسطینی ها در اردوگاههای صبرا و شتیلا



    سپتامبر 1982 ، مسیحیان مسلح لبنانی به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در حاشیه بیروت كه بدون دفاع بودند حمله بردند و دهها فلسطینی بی دفاع از جمله زنان و كودكان را كشتند . پس از این كشتار ، وزیر دفاع وقت اسرائیل(شارون ) متهم شد كه به نیروهای خود اشاره كرده بود كه مانع حمله مسیحیان مسلح به آن دو اردوگاه نشوند. در آن زمان نیروهای اسرائیلی جنوب لبنان تا شهر بیروت را در اشغال خود داشتند. عكس ، مقتولان یك صحنه این كشتار را نشان می دهد.
به خاطر كشاورزان میهنش خود را كشت و قهرمان ملی شد



    خودكشی « لی كیونگ هائه » رئیس اتحادیه كشاورزان كره جنوبی در 15 سپتامبر 2003 درحاشیه آخرین جلسه نشست سازمان جهانی بازرگانی كه در « كنكون » مكزیك برگزار شده بود ، بیش از خبر شكست این مذاكرات در جهان بازتاب داشت. این نشست موفق به نزدیك كردن نظر كشورهای فقیر و غنی به یكدیگر نشد. نشست كنكون از همان آغاز پر سر و صدا بود. در آستانه برگزاری آن ، هزاران تن از مخالفان جهانی شدن تجارت مقابل ساختمان محل برگزاری جلسات با تن عریان دست به تظاهرات و اعتراض زده بودند.
    «هائه » به منظور جلب توجه كشورهای غنی نسبت به وضعیت نا مطلوب هفت میلیون كشاورز كره جنوبی كه وی نمایندگی آنان را داشت وارد كنكون شده بود.
    « هائه » در طول جلسات اصرار داشت كه كشورهای غنی از جمله آمریكا و اتحادیه اروپا از سوبسید كشاورزان خود دست بردارند ، زیرا كه این سوبسید سبب تولیدمحصولات كشاورزی ارزان می شود و كشاورزان كره و كشورهای دیگر نمی توانند با این اجناس ارزان كه وارد بازارهایشان می شود رقابت كنند و ورشكست و بیچاره می شوند. « هائه » گفته بود كه او یك كشاورز است و به دلیل شكست در رقابت با تولیدات كشاورزی وارداتی كه ارزانتر به فروش می رسند چهل هكتار زمین خود را از دست داده و این زمین به تصرف بانك درآمده و برای او ، تنها یك باغ كوچك سیب باقی مانده است كه آن هم در شرف حراج شدن توسط بانك است. چون به اظهارات « لی كیونگ هائه » توجه نشد به قلب خود دشنه فرو كرد و در برابر چشم صدها تن در كنكون جان داد . « هائه » قبل از فرو بردن دشنه به قلب خود با صدای بلند گفت كه خود را می كشد تا به این طریق ناله كشاورزان كره ای را به گوش جهانیان برساند.
    « هائه » كه با این عمل خود قهرمان مردم كره جنوبی شده است قبلا نماینده پارلمان محلی در این كشور بود.مردم كره جنوبی ـ به همان گونه كه در عكس دیده می شود ـ قاب عكسهای او را بر در و دیوار شهرها و روستاها آویزان كرده و در برابرشان به حالت احترام به زانو در می آیند و ادای احترام می كنند.
یک قاضی آمریكایی جمهوری اسلامی را محكوم به پرداخت 400 میلیون دلار غرامت كرد
15 سپتامبر 2003 قاضی یك دادگاه فدرال (سراسری) آمریكا در شهر واشنگتن حكم داد كه ایران 400 میلیون دلار بابت غرامت به هشت آمریكایی كه چهارم سپتامبر 1997 در جریان انفجار بمب در یك بازارچه در اورشلیم مجروح شده بودند بپردازد. قاضی نظر داده بود: "شواهد نشان می دهد سازمان حماس كه این انفجار را به وجود آورده مورد حمایت مالی و نظامی ایران است و افراد این سازمان در ایران آموزش نظامی دیده اند.".
    در این رویداد 5 تن كشته و نزدیك به دویست تن مجروح شده بودند.
    قانون مصوب سال 1976 كنگره آمریكا به اتباع این كشور اجازه داده است كه بتوانند از بابت خسارتهای ناشی از اعمال تروریستی، برای دریافت غرامت از كشورهایی كه دولت آمریكا آنها را حامی تروریسم می پندارد به دادگاههای آمریكا دادخواست بدهند و دادخواست این هشت تن هم به استناد همین قانون پذیرفته و رسیدگی شده بود.
    در آن روز روزنامه های امریكا نوشته بودند که ممكن است قسمتی از این غرامت از پولهای مسدود شده ایران در آمریكا پرداخت شود.
سقوط بانك و بورس، 88 سال پس از انفجار در وال استریت
در هشتاد و هشتمین سالروز انفجار بمب در وال استریت نیویورك، بانك «لیمن و برادرانLehman and Brothers Holdings Inc» ویژه سرمایه گذاری ورشكست شد، موسسه عظیم مالی «مریل لینچ Merrill Lynch» با زیان بفروش رسید و معدل بهای سهام در شاخص صنعتیDow Jones (دو جونز) 504 واحد سقوط كرد و ترس دیگری معامله گران پول و سهام در جهان غرب را بلرزه درآورد. ورشكست شدن «بانك لیمن و برادران» بزرگترین ورشكستگی در تاریخ ایالات متحده آمریكا بشمار آمده است. این بانك كه عمدتا در خرید و فروش اوراق بهادار و معاملات رهنی معروف به «اكویتی» فعالیت داشت با 613 میلیارد دلار بدهی به سرمایه گذاران و 155 میلیارد دلار بدهی بابت خرید وعده دار اوراق قرضه دولتی (اوراق بهادار) ورشكست شده است. از آنجا كه دولت آمریكا به خاطر به دست گرفتن امور دو بانك رهنی ورشكست شده "Fannie Mae and Freddie Mac" مورد انتقاد قرارگرفته بود، از چنین اقدامی در مورد بانك لیمن و برادران خودداری كرد. آن دو بانك رهنی اخیرا دچار شكست شده بودند و چون دولت مداخله كرد بدهی های آنها به گردن مالیات دهندگان افتاد و كار انتقاد از دولت آغاز شد (دولت آمریکا برغم دولت های دیگر که درآمدی چون نفت و ... دارند، جز مالیات درآمد دیگری ندارد).
    
دوتن از برادران لیمن موسسان بانک

مدیران موسسه مالی بزرگ «مریل لینچ» كه عمدتا با استفاده از پس انداز بازنشستگان (جمعا حدود 700 میلیارد دلار) در سهام و ... سرمایه گذاری می كند چون با سیاست تازه دولت مبنی برخودداری از حمایت مستقیم رو به رو شدند آن را در همین روز (15 سپتامبر 2008) به بهای ارزانتر به «بانك آو آمریكا» فروختند. با اعلام ورشكستگی بانك لیمن و برادران در 15 سپتامبر 2008 سرنوشت این بانك در دست یك قاضی فدرال قرارگرفت. این بانك در كشورهای مختلف از جمله انگلستان فعالیت دارد و با ورشكست شدن آن بهای سهام در همه این كشورها پایین آمد. هنری لیمن كه در 1844 از باواریای (باویر) آلمان به آمریكا مهاجرت كرده بود در سال 1850 این بانك را با كمك دو برادرش تاسیس كرده بود.
    مدیر یك «ریسرچ گروپ» فعال در امور معاملات پول گفته بود كه شكست مالی دوشنبه (15 سپتامبر 2008) آغاز كار است، باید قبول كنیم كه وارد یك ركود اقتصادی شده ایم.
    
روزی که در 1920 در وال استریت بمب منفجر کردند


    88 سال پیش در 16 سپتامبر 1920 مقابل ساختمان بانك «جی. پی. مورگن J.P. Morgan (ساختمان شماره 23 وال استریت)» یك بمب دینامیتی به وزن 42 كیلوگرم كه در یك كالسكه كار گذارده شده بود منفجر شد، 38 را تن كشت و بیش از 400 نفر دیگر را مجروح كرد. آنارشیست ها كه مخالف معاملات Speculation بودند (كه با کار خود قیمت ها را بدون تغییر در عرضه و تقاضا = supply and demand، قانون تعیین قیمت كالا و خدمات؛ بالا می برد كه بزیان توده مردم است) مسئولیت آن انفجار را برعهده گرفته بودند. این آنارشیست ها این گونه معاملات سهام را نوعی قمار و برضد منافع مردم معمولی خوانده بودند. همین روش سپكولیشن در معاملات (خرید و فروش سند و کاغذ، معاملات هوایی، معامله بدون انتقال جنس و ...) بود كه بهای نفت خام را در پوئیه 2008 تا هر بشكه 147 دلار بالا برده بود كه 15 سپتامبر به 95 دلار (معادل بهای اوایل سال 2008) پایین آمده بود. همین طور معاملات خانه و زمین، طلا و نقره، گندم و برنج و ....
    دو بانك رهنی ورشكست شده Fannie Mae و Freddie Mac كه دولت آمریكا امور آنها را راسا برعهده گرفته است دست به خرید و فروش اسناد رهنی زده بودند به این ترتیب كه با یك نرخ خانه اصطلاحا خانه و ... را به «Second Mortgage» گرو دوم می گرفتند (Equity
     آن را = آن مقدار از آن را كه در گرو بانك دیگر نبود = معادل بهای زائد بر رهن اول) و این سند رهن را به بانكی بزرگتر و یا دولتی به وثیقه می دادند و با نرخی كمتر (نرخ معامله بانكها با خود و فعلا در آمریكا برابر با 2و نیم درصد) پول می گرفتند. خطر این كار در این بوده است كه اگر بهای خانه پایین آید و برای صاحبش ارزش نگهداری نداشته باشد آن را رها می سازد و بانك كه سند رهن را به بانك دیگر داده و نمی تواند خانه را حراج كند ورشكست می شود و ....
    این وضعیت مالی آمریكا مصادف شده بود با توفانهای پی در پی دریایی، چكمه پوشی روسیه، تشدید اوضاع افغانستان و انتقال بحران به شبه قاره (پاكستان و ...)، اخراج سفیران آمریكا از ونزوئلا و بولیوی و صف آرایی ممالك آمریكای جنوبی به حمایت از آنها، ضعیف بودن دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریكا در مقایسه با نامزدهای قبلی در طول دو قرن و اندی استقلال آمریكا و ....
برخی دیگر از رویدادهای 16 سپتامبر
  • 1847:   خانه محل تولد شكسپیر در استرافورد انگلستان جز آثار ملی اعلام شد. این نخستین بار در انگلستان بود كه یك ساختمان به نام اثر ملی خوانده می شد. اعلام یك ساختمان به عنوان اثر ملی، آن را در محافظت دولت قرار می دهد.
  • 1893:   «نوار چروكی ها» در اكلاهما به عنوان منطقه باز برای مهاجرت سفیدپوستان اروپایی اعلام شد. چروكی ها كه یك قبیله متمدن كشاورز و ده نشین در شرق آمریكا هنگام ورود اروپائیان به آمریكای شمالی بودند و استقلال آنان به عنوان یك ملت از سوی انگلیسی ها به رسمیت شناخته شده بود و دولت ایالات متحده در سال 1817 بر آن صحه نهاده بود و حتی برای خود دارای روزنامه شده بودند در دهه 1830 (دوران حكومت جكسون) از خانه و كاشانه خود اخراج و روانه اكلاهما كه برایشان در نظر گرفته شده بود شدند كه در بین راه بسیاری از آنها از میان رفتند به گونه ای كه خط سیر آنان "جاده اشك" عنوان گرفته است.
  • 1963:   فدراسیون مالزیا مركب از ایالتهای مالایا، سنگاپور، برنئوی شمالی و ساراواك كه از مستعمرات انگلستان بود به صورت یك كشور مستقل پا به عرصه وجود گذارد كه در همان روز صدها هزار مالزیایی سفارت انگلستان را در آنجا آتش زدند. سنگاپور بعدا اعلام استقلال كرد.
  • 2003:   در ریاض پایتخت كشور سعودی ، اندكی پس از گردن زده شدن مردی كه ماری جوانا حمل كرده بود درملاء عام ، زندان شهرریاض آتش گرفت كه ضمن این حریق 67 زندانی جان سپردند و 23 نفر هم مجروح شدند. حریق از تشك یك سلول شروع شده بود.